|
سلام..... میگن خواسته هایی که از خدا اری به هیچ کس نگو......فقط یادم باشه هر چی می خوام بشه از خدا بر عکسشو بخوام..... اگه متوجه نمی شدم هر روز غصه می خوردم......شایدم تو راست میگی....... اگه دوست داری باشه من هر ماه یک بار برای تو آپ می کنم تو هم بیا و بخون نظر هم نده...... منم خودم مثل قدیم میسازم...... فقط دوست ندارم تو عذاب بکشی...... بای تا های بی تو این روزای روشن، واسه من تاریک و تاره
وقتی بی تو تک و تنهام، زندگیم معنا نداره
از همون روزی که رفتی، دل به هیچ کسی ندادم
فکر میکردم میرسی یه روزی تو بی کسی به دادم
گفتنه لحظهء آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه آخر تو ، توی قلب من میمونه
هیشکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه
رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده
بی وفائیهات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره
میترسم وقتی نیستی دل من طاقت نیاره
گفتنه لحظهء آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
رفتی ، اما خاطراتت توی قلب من میمونه
هیشکی مثل تو بلد نیست دلم رو بسوزونه تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو میمونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم
اما هر کجا که هستی منو توی دلت نگهدار
با چشمای خیس و گریون .....
........من میگم خدانگهدار بی وفا عشق من، به خدا اشک من
میمونه رو گونه ام تا بیای پیش من
رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم
هنوز تار موهاتو به دنیا نمیدم
تورو قسم به خاطراتمون، تو منو بی خبر نذار
تورو به اشکمون قسم، تو منو چشم به در نذار
باشه میرم از پیشت، خداحافظ عشق من
ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من
دلت موندنی نبود، خداحافظ عشق من
حالا که نموندی، بگو از من چی دیدی
چه ساده نشستی، چه ساده پریدی
بغضمو وقت جدائی هی نگه داشتم به سختی
حتی واسه دل خوشیم دست تکون ندادی رفتی
پس بذار روی ماهتو، دم آخر نگاه کنم
سخته با خاطراتمون با دل خون وداع کنم وقت رفتنت نبود، خداحافظ عشق من
دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من
سخته گفتنش ولی...
...خداحافظ عشق من وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم حالا عکست تنها يادگار از تو خاطراتت تنها باقي مونده از تو وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجودم کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم
سلام نمی خوام..............من دوست دارم باهات حرف بزنم........... با تلفن که نمیشه حتی نمیشه ببینمت پس فقط اینجا می مونه که تو اینجا رو هم منع کردی..... منم گفتم نمی ذارم مثل قدیم بشه........ هر وقت دیدم اگه ادامه بدم دیگه نمی تونم تحمل کنم مطمئن باش خودم یک کار می کنم که مثل قدیم نشه........ باشه دانشگاه رفتم نمیرم کافی نت فقط دیگه اینم ازم نگیر نمی دونم چرا هرچی از خدا میخوام برعکسش میشه.......... ولی حداقل خوشحالم که بازم اینجا اومدی..... زندگی تلخه * زندگی ترسه * زندگی درده * ولی ، با تو بهشته من اگه تنها * تنها با غم هام * غرق ماتم هام * اینم ، از سر نوشته چرا سرنوشت من ، اینجور رقم خورد؟؟؟ چرا عشق خوبمون ، بد جور به هم خورد؟؟ گفته بودم شعر من رنگی نداره * می خونم تا که بر گردی دوباره قلبم... قلبم داغونه * چشمام... چشمام گریونه * چرا نموندی پیشم * دارم دیوونه می شم دستام... دستامو بگیر * برگرد... برگرد و ببین * ديگه دارم می میرم * دارم آتیش می گیرم نذار تو حسرت عشقت بمونه این دل تنهام دارم می میرم از دوریت، نذار بمونم تو غم هام کسی جز تو نمی تونه امید قلب من باشه نذار قلب تو ازم جداشه چرا سرنوشت من ، اینجور رقم خورد؟؟؟ چرا عشق خوبمون ، بد جور به هم خورد؟؟ گفته بودم شعر من رنگی نداره می خونم تا که بر گردی دوباره ي خواي بري برو عيب نداره فداي سرت اگه غم واشك هر شب براي منه برو فداي سرت منو بشكن و برو ولي بدون از ياد نميبرم عشقمو و تورو تنها موندم با يه چشمه ي اشك جاريه حالا برو هرجا بگوكه عشق بچه بازيه اگه رفتي موندم هنوز به پاي تو اگه تو دل نمياد ادمي به جاي تو اگه قول دادم بعدتو من عاشق نشم واسه اينكه واسه توفقط عاشق منم اره عاشق منم وتو عشق ابدي من ساده رو باش فكر كردم عشقو بلدي رفتي ولي بازميگم تو پاكي مثل اب عشقم ببخش اگه نيست نايي به صدام كه از تو بخونم اخه بغض گلوموبست اينو بدون رها هنوز به ياد توهست................... بدون وقتي صداتو مي شنوم چشمام تره اگه روزي ديدمت جواب چشمامو نده منو ببخش اگه تورو دوست داشتم زيا د خدامنو ببخش اگه دوست داشتم بيا د کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد
سلام....... نمی دونستم کار هم میکنی...... راستی یک سوال بپرسم راستشو به من میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کدوم اخلاقم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فقط گفتم شاید به این خاطر هستمکه نمی گی کدوم دانشگاه هستی......شرمنده اگر ناراحتت کردم...... امروز کلی داغونم اعصابم خیلی خورده...... اگه اجازه بدی الان دارم میرم قهوه خونه....... شب بیام آپ می کنم.....البته بعد از جواب دادن به این کامنت......... دیگه مجبور نیستی هر جا که می ری (مجید خراطها) من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم با تو ام ای سهراب ای به پاکی چون آب یادته گفتی بهم تا شقایق زنده است زندگی باید کرد نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد بادته گفتی بهم ، اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو اومدم آهسته نرم تر از یك پر قو خسته از دوری راه خسته و چشم به راه یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار فکر کنم شدم دچار تو خودت گفتی که تنهاست ماهی اگر دچار دریا باشه آره تنها باشه یار غمها باشه یادته گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما که به آواز شقایق که در آن زندانیست دل تنهائیتان تازه شود دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه ، سهراب صاحب یک نفسه ، نیست که تازگی بده این دل تنهایی من پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت راست میگفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود آره کاشکی دلشون شیدا بود من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم ، بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
پس امروز هم کلاس داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم الان میرم سر کار شب میام....... چرا از دانشگاه خسته شدی؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه از دست من کاری بر میاد بگو انجام بدم......مطمئن باش که هر کار بتونم برات انجام میدم..... غریبه دوست دارم هر روز بیای..... راستی دانشگاه دولتی میرفتی دیگه ؟؟؟؟ پس منم امروز آپ نمی کنم......... الان دارم میرم سر کار.....شب که اومدم بهت میگم اشتباهاتت چی بود که از دانشگاه بدت میاد..... بای تا های خنده ی تلخ آدما هميشه از دلخوشي نيست ... گاهي شکستن دلي کمتر از آدمکشي نيست ... گاهي دل اونقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره ... يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدر غم مياره ! از روزی که تو رفتی ٬ پریده رنگ شادی ...
اما خورشید میتابه ٬ مثل یه روز عالی ! چطور هنوز پرنده ٬ داره هوای پرواز ؟! چطور هنوز قناری ٬ سر میده بانگ آواز ؟! مگر خبر ندارند ٬ تو رفتی از کنارم ؟! چرا بهت نگفتند ٬ بی تو چه حالی دارم ؟! به چشم خسته ی من ٬ آسمون از سنگ شده ... لعنت به این تنهایی ٬ دلم برات تنگ شده ! آفتاب نشسته روی ٬ گل های سرخ حالی ... خیال تو کنارم ٬ تو این اتاق خالی ! عطر تنت پیچیده ٬ توی اتاق خوابم ... با تو چه جون گرفته ٬ ترانه های نابم ! از تو هزار تا قصه ٬ چه جاودانه ساختم ... قلب پر از غرورو ٬ چه عاشقانه باختم ! به چشم خسته ی من ٬ آسمون از سنگ شده ... لعنت به این تنهایی ٬ دلم برات تنگ شده ! شب ها با یاد عشقت ٬ به حال خود نشستم ... صد بار ازت بریدم ٬ صد بار ازت شکستم ! اسمت به روی لبهام ٬ توی ترانه هامه ... بغض گرفته ی عشق ٬ تو غربت صدامه ! قلب پر از سکوتم ٬ دلتنگ از این جدایی ... بی تو ببین چه سرده ٬ تابستون تنهایی ! به چشم خسته ی من ٬ آسمون از سنگ شده ... لعنت به این تنهایی ٬ دلم برات تنگ شده !
باشه عزیزم......... ممنون....سعی می کنم از این به بعد آپ هامو کمی شاد کنم.............. من الان دارم حاضر میشم برم سر کار شب که اومدم سعی می کنم یک پست شاد برات بذارم..... تو باید منو ببخشی که دوباره این مسئله رو پیش کشیدم........ 8 ترم هم زیاده یک هم تو بشتر درس بخون تا شب بای تا های هنوزم رسم دنیا بی وفائیست کبوتر با کبوتر، باز با باز هنوزم عاشق و معشوق، تنها چه قانونی! چه وجدانی! چه جرمی! من از صدای نفسام دیگه دارم خسته می شم فقط یه پرونده بودم که تا ابد بسته شدم خاطره های لعنتی ولم کنین دارم میرم شماها زندگی کنین من دیگه باید بمیرم اگه کسی سراغمو از شماها گرفت بگین اون مثل زنده ها نبود یه مرده بود فقط همین
نه من دیگه همیشه درس می خونم........ مگه تو چی کار کردی؟؟؟؟؟؟درس رو میگم........ اگه نیای بازم آپ نمی کنم هاااااااا....... هروقت بخوای برات می خرم......... سه تا اصلا زیاد نیست......... منم بهت گفتم که تو برای من خیلی ارزش داری .......... پس دیگه نمی خوام بگی که اصلا ارزش نداری........ ن..ن.ن هنوزم دانشگاه میری یا نه؟؟؟؟؟ تو اصلا منو اذیت نکردی......فقط دوست نداشتی بهخواسته من عمل کنی.....ولی اینارو ول کن من الان کلی خوشحالم که بازم تو وبلاگم میبینمت..... فردا میام تهران...... فعلا بای تا های سلام ای نازنین خوب و زیبا نمی گیری سراغی از دل ما نمی پرسی تو حال شاپرکها نمی گویی کجایند قاصدک ها چرا دیگر نمی آیی کنارم ؟ بگو با تو چه کردم ای نگارم؟ بگو یارا چرا از من بریدی؟ مگر جانا تو عشق من ندیدی؟ به یاد آور شکوه لحظه هارا صداقت را وفا را خنده ها را به یاد آور صفای بی دلی را همان دوری و رنج و یکدلی را اگر مهتاب گشته همدم تو چرا آمد شبانگاهان غم تو؟ چرا و صد چرا ای نازنینم؟ بدان تا بودم و هستم همینم وقتي از تو دل بريدم جز خودت چيزي نديدم پي هر كسي كه رفتم آخرش به تو رسيدم حالا كه رفتم و گشتم مي بينم تكي تو دنيا نميشه تو رو عوض كرد حتي با شباي رويا اسمتو ،عشقه تو رفته تو رگ و تو خون و ريشه يادته خواستي بمونم ناله كردم كه نمي شه جرم ما چي بود عزيزم كه ما رو قربوني كردن خودشون رهان و آزاد ما ها رو زندوني كردن حالا كه رفتم و گشتم مي بينم تكي تو دنيا نمي شه تو رو عوض كرد حتي با شباي رويا چی بودم؟ چی شدم؟ به خاطر تو ... ولی پشت دلم رو خالی کردی! حالا اسمت میاد گریه ام میگیره نمیدونی که با دلم چه کردی! اگه در حق تو خوبی نکردم هم بدون که خالی بود دستای سردم... ولی من در عوض هرچی که بودم با احساسات تو بازی نکردم... دَم آخر بزار دست توی دستام بزار بهت بگم دردم چی بوده... فقط لطفی کُنو حرف هامو بشنو شاید دیگه نگی قسمت نبوده... اگه تصمیم رفتن رو گرفتی ببخش اگه پشیمونت نکردم... آره من واسه تو کم بودم اما با احساسات تو بازی نکردم...
سلام............. من لجباز ترینم خودت که میدونی ولی تو .......... شیرینی هم هرچی خواستی بهت میدم....البته چیزی باشه که بتونم بدم....آخه یکی از دوستام گفت من شیرینی خونه می خوام من هنگ کردم....تازه دانشگاه آزاد شیرینی هم داره ؟؟؟ هیچی درس می خونم کار می کنم........درست مثل قدیم...... دانشگاه فیروز کوه میرم.......از جلو دانشگاه دماوند رد میشیم تو چی کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وبلاگ نداری آدرسش رو بدی من اینجا این چیزارو ننویسم؟؟؟؟؟؟ قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت ساده ایست ! *** چه قانون عجیبی چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی که هر بار ستاره های زندگی ات را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره ی امید کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهایی خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره بنشینی و خموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری و باز هم تو بمانی و یک عمر صبوری اي شب از روياي تو رنگين شده خسته و زخمی و داغون یه گوشه کنج خیابون گونه هام خیسه از اشک وتو دلم غصه فراوون هرکسی رد میشه انگارمنو اصلا نمیبینه هیچ کسی حتی یه لحظه پای حرفام نمیشینه هیچ کسی دلش نمی خوادجای من باشه یه روزم بایداینجا تک و تنها تا همیشه من بسوزم منی که یه روزگاری واسه خودم کسی بودم همه چی داشتم و اینجورغریب و بی کس نبودم تف و لعنت به توای عشق که منو دیوونه کردی خونه ی آباد من رواینجوری و یرونه کردی
|
WH!TE T!GER![]()
اتل متل ستاره Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 Links
جام شراب هدیه عید پاک |